تبليغاتX
آجرک الله یا صاحب الزمان

آجرک الله یا صاحب الزمان

یا زهرا

 

زندگینامه حضرت زهرا (س)

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه در کوچه ها

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود!

پنچ سال پس از بعثت پيامبر اكرم (ص) درست در سال هجرت مسلمانان به كشور حبشه «خديجه» در شب بازگشت رسول الله (ص) از معراج كودكي را آبستن گشت كه ملائك قرنها در انتظار ميلادش بودند، زهرا (س) از همان آغاز آرام بخش زخمهاي دل مادر بود، به طوري كه قبل از تولد [در رحم] با خديجه صحبت ميكرد. تا اينكه انتظار به پايان رسيد و خانه پيامبر (ص) نوراني شد. در همان لحظه جبرئيل بر زمين فرود آمد «يا رسول الله خداوند امر كرده نام كودك را فاطمه بگذاريد» مدتي گذشت، زهراي اطهر كه هنوز گرمي عشق مادر را آنچنان نچشيده بود, در شعب ابي طالب به سوگ او نشست. از آن روز به بعد فاطمه (س) به جاي مادر در مقابل بيحرمتيهاي مشركان مكه از همه مراقبت مي كرد. تا مدتي بعد در سال 13 بعثت «صديقه مرضيه (س)» (1) به همراه «فاطمه بنت اسد» و «فاطمه بنت زبيده» به سرپرستي جوان دلاور بني هاشم علي بن ابيطالب (ع) پس از همه به يثرب مهاجرت كرد . اينك زهرا (س) دختري با كمال گشته كه به نقل از عايشه شبيه ترين افراد به پيامبر (ص) از نظر اخلاق و سيما بود، و مردمان مدينه همانند ابوبكر، عمر و... خواستار او شده بودند. اما رسول الله (ص) خواهش آنان را با اين كلام رد كرد «منتظر قضاي الهي هستم» سرانجام پس از درخواست علي (ع)، جبرئيل دستور خداوند را مبني بر ازدواج كوثر ولايت و امير مؤمنان (ع) به پيامبر داد. اين شادي نيز ديري نپاييد، و چشمان ام ابيها (2) در غم از دست دادن پدر گريان گشت، اما شاد بود، از اينكه در آيندهاي نزديك به پدر ميپيوندد. پس از رحلت خاتم الانبيا مردم مدينه سخن رسول خدا (ص) را در غدير خم به فراموشي سپردند، و امام زمان خود، علي بن ابيطالب (ع) را خانه نشين كردند، و براي زير پا گذاشتن حرمت فاطمه فدك را نيز از او گرفتند. بانوي نمونه اسلام در سال 11 هجرت پس از اينكه كارگزاران حكومت او را ميان در و ديوار قرار داده، خانهاش را آتش زده و كودك نازنينش را قبل از تولد به شهادت رساندند. در بستر بيماري افتاد و در روز سوم جمادي الاخر (3) در مقابل چشمان گريان فرزندانش به همراه ملائكي كه به استقبال آمده بودند، به آسمان پيوست، و شهادت را سرلوحه زندگي فرزندانش نمود. مزار پاك او از ديدگان پنهان است.
1- يكي از القاب حضرت فاطمه زهرا (س)
2- يكي از القاب حضرت فاطمه زهرا (س)
3- روايتهاي ديگر عبارتند از :13 ربيع الاخر _ بيستم جمادي الاخر

بی بغض عمر حب علی نیست قبول               این است مرام همه اولاد بتول

بغض عمر و حب علی راه نجات                  لعنت به عمر به آل حیدر صلوات

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت   توسط مهمید  | 

سلام بر زینب

ویژه نامه ولادت حضرن زینب

نام نهادن زینب(س)

چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری روشن شد که پیامبر گرامی اسلام(ص) در سفر بودند. فاطمه زهراء(س) به امیر مؤمنان(ع) عرض کردند: چون پدرم در مسافرت هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی(ع) فرمودند: من بر پدرت پیشی نمی گیرم. صبر می کنیم تا رسول خدا(ص) از سفر باز گردند. پس از بازگشت رسول خدا(ص) از ایشان خواستند تا نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه اولاد من هستند، ولی امر آن ها با خدا است و من منتظر دستور الهی می مانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.

القاب زینب(س)

حضرت زینب را «عقیله بنی هاشم» نام نهاده اند و عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد. دیگر لقب ایشان صدیقه صغری است. به زن بسیار راستگو، صدیقه گویند، و چون فاطمه زهرا را صدیقه کبری می خواندند و علی(ع) را صدیق اکبر، زینب را صدیقه صغری نامیده اند.

لقب دیگر آن بانوی بزرگوار، «عصمت صغری» است، چرا که ملکه پاک دامنی و دوری از گناه را خداوند به او عطا فرموده بود. این بانوی امین و بزرگوار القاب دیگری نیز داشته اند که از آن جمله است: «ولیّةُ الله» و «اَمینةُ الله».

کمالات حضرت زینب

زینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری بود و در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا می مانست. در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی بود و در حلم و بردباری، هم سانِ امام مجتبی و در شجاعت و قوت قلب، بسانِ حضرت سید الشهدا.

تربیت حضرت زینب

زینب کبری در حصنِ حصینِ نبوت و خاندان والا مقامِ ولایت و امامت تربیت یافت. از لبان آموزگار وحی، دانش اندوخت و در دامان کرامت، پرورش یافت و از تربیت خمسه طیبه، ادب آموخت.

یگانه پرستی زینب(س)

حضرت زینب در دوران طفولیت در دامان پدر می نشست و حضرت علی(ع) با لطف و مهربانی، به او سخن گفتن می آموخت. روزی امام به دختر عزیزش فرمود: بگو «یک». گفت: یک. فرمود: بگو «دو» زینب ساکت ماند. فرمود: نور دیده من! بگو دو. ناگهان زینب زبان گشود و عرض کرد: پدر جان! زبانی که به گفتنِ یک گردش کرد، چگونه می تواند «دو» بگوید؟! امام که می دانست مراد فرزندش اذعان به توحید و یگانگی خدا است، او را به سینه چسبانید و بوسید.

زین اب

بعضی معتقدند: زینب، نام درختی زیبا و خوشبو است، و برخی گفته اند: زینب در اصل، مرکب از دو کلمه «زین»و«اب» است و زینب را از آن رو زینب گویند، که زینت و افتخار پدر است و بدین سان، آن بزرگوار را «زین ابیها» نامند؛ هم چون مادرش که«ام ابیها» است.

بندگی خدا

شهامت، شجاعت و قوت قلب زینب، از ارتباط و اتکای او به خدا سرچشمه می گیرد. سخنان کوبنده اش در کاخ یزید، نهی از منکر در آن فضای مسموم، حمایت و پاسداری از حیا و عفت در همه مراحل سفر، و عمل به وظیفه در همه جا، جلوه هایی از بندگی حضرت زینب(س) است.

دوستی زینب(س) و حسین(ع)

علاقه و محبت امام حسین و زینب(ع) به یکدیگر در تمام مراحل زندگیشان جلوه گر است: در طفولیت، زینب جز در آغوش حسین آرام نمی گرفت و همواره به او چشم می دوخت. گویند: موقع ازدواج، زینب کبری با شویش، عبد اللّه شرط کرد که همه روزه به او اجازه دهد تا حسین(ع) را زیارت کند و کمتر روزی بود که زینب حسین را نبیند.

هم سفر حسین(ع)

بعضی از سیره نویسنان گفته اند: در هنگام ازدواجِ زینب کبری، علی(ع) با عبد اللّه شرط کرد که هر گاه حسین به سفر رفت، زینب هم اجازه داشته باشد با او مسافرت کند. عبد اللّه شرط را پذیرفت و به پیمان خود همواره پایبند بود.

دانش زینب(س)

حضرت زینب از نظر دانش در آن مرتبه بود که بسیاری از زنان مدینه نزد ایشان می آمدند و از درس تفسیر او بهره می بردند. البته دانش او برگرفته از مدرسه و مکتب نبود، بلکه ـ چنان که امام سجاد(ع) در مسجد کوفه بعد از ایراد خطبه معروف حضرت زینب فرمودند ـ او دانشمندی الهی است و خداوند چشمه های زلال معرفت را بر قلب مبارکش جاری ساخته است.

عبادت زینب کبری(س)

زینب(س) در خشوع و خضوع و عبادت و بندگی مانند پدر و مادر بزرگوارش بود: شب ها را به تهجد صبح می کرد و مدام قرآن تلاوت می فرمود. آن بانوی بزرگ اسلام در میدان دشوار کربلا و از آن جا تا شام، در مشکل ترین حالات، نماز شب و عبادتِ خدا را ترک نگفت.

فصاحت و بلاغت

ابن عباس، پسر عموی پیامبر(ص) درباره زینب کبری چنین گوید: عقیله ما زینب، دختر علی(ع) در فصاحت و بلاغت و شجاعت ادبی، بی نظیر بود. هنگامی که سخن می گفت، می پنداشتی علی(ع) سخن می گوید گواه این مطلب سخنرانی او در مجلس یزید است. این سخنان در حدّ اعلای فصاحت و در اوج شیوایی و رسایی قرار دارد.

بصیرت در امور سیاسی

محمد غالب شافعی از علمای اهل سنت می گوید: زینب(س) دختر علی بن ابیطالب در بهترین مکتب اخلاقی پرورش یافت و از سرچشمه آیات الهی سیراب گشت؛ در حلم و کرم و بصیرت در امور سیاسی بین خاندان بنی هاشم مشهور شد و جمال و جلال، سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را به هم آمیخت. او شب ها در عبادت بود و روزها در روزه.

صبر و شکیبایی

مرحوم سپهر، سیره نویس معروف می گوید: در مراتب فضل زینب کبری(س) سخن بسیار است: به فصاحت و بلاغت او، همگان معترفند؛ هر گاه لب به سخن می گشود، گویی علی بن ابیطالب سخن می گفت. عفت و عصمت، و درایت و دانش آن بانوی بزرگ فراتر از آن است که به قلم در آید و در وصف بگنجد. در صبر و شکیبایی چنان بود که همگان را متحیر می ساخت. اگر اندکی از سنگینیِ مصایب او، بر دوش کوه ها و آسمان و زمین قرار گیرد، آن ها را متلاشی می کند. به راستی از آغاز آفرینش انسان تا کنون زنی به بردباری، ایثار و شجاعت او دیده نشده است.

پدیدآورنده: سیداصغر احمدی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت   توسط مهمید  | 

نوروزتان پیروز

فرارسیدن نوروز و سال نو را شادباش میگویم.

برایتان تندرستی و نیکروزی

در سال نو آرزو داریم.

باشد که سالی سرشار از شادی

و کامروایی داشته باشید

ما رو ببخش آقا امسال گذشت و کاری برای ظهورت نکردیم!

آسمان غرق خیال است کجایی آقا ؟ /  آخرین ساعت سال است کجایی آقا ؟

یک نفس عاشق اگر بود زمین میفهمید /  عاشقی بی تو محال است کجایی آقا ؟

اللهم عجل الولیک الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت   توسط مهمید  | 

آقا ما ها رو ببخش اگر غصه دارت کردیم

آقا شرمندتیم...

فقط آقا جون هر کی که دست داری(خودت می دونی که کی رو می گم )ما رو تنها نذار،ما هممون غریبیم نه آشیون و سر پناهی داریم نه کسی که ما رو سیاه ها رو بخواد.آقا فقط می تونیم بگیم شرمندتیم.

مهدی جان! به روسیاهی‌مان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی و گنهکارند، قلبمان را ببین که هر روز، صبح و شام تو را می‌خوانند.

البته آقا جان ۳۶۵روز سال رو استثناء قرار بده وحتی چقدر بد مردمانی هستیم که جمعه ها برایمان بی تفاوت شده است.

اللهم عجل الولیک الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

رهبری

حضرت آیة الله حاج شیخ محمّد فاضل لنکرانی (ره)

بسمه تعالی 

fazel_lankarani

در مورد مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای دامت برکاته اشعار می دارد که مقام شامخ علمی و اجتهاد و فقاهت معظّم له جای هیچگونه تردید نیست اینجانب با توجه به سابقه آشنائی دیرین با ایشان و اطلاع از مراتب تحصیلی اذعان به اجتهاد بنحو اطلاق وی دارم علاوه اشاره و بلکه تصریح امام عظیم الشأن قدس سره الشریف در موارد متعدد به صلاحیت و شایستگی رهبری ایشان دلیل عمده بر مقام اجتهاد معظّم له می باشد.

 

2-F

 

قم حوزه علمیه محمّد فاضل

7 محرم الحرام 1411 ه.ق - 8/5/1369

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

السلام علیک یا فاطمه معصومه س

وفات حضرت فاطمه معصومه (س) بر حضرت عصر «عجل الله تعالی فرجه شریف» و عموم شیعیان تسلیت باد!

 

خلاصه ای از زندگی حضرت فاطمه معصومه (س):

شهرمدينه چشم به راه تولد کودکي از خاندان پاک پيامبر بود. خانه امام کاظم (ع) حال و هواي ديگري داشت. نجمه، همسر آن بزرگواربه اميد تولد فرزندش روزشماري مي کرد. شوروشادي درخانه امام موج مي زد.
سرانجام انتظار به پايان رسيد ودراول ذي قعده سال 173 هجري قمري، خداوند دختري به امام هفتم حضرت امام کاظم (ع) بخشيد ونوزادي نوراني وخوش سيما در خانه با صفاي امام،چشم به جهان گشود.
دل همه اهل خانه از تولد نوزاد جديد، غرق شادي شد.پس ازامام،شايد کسي به اندازه، نجمه همسرآن حضرت،خوش حال نبود؛ زيرا بعد ازگذشت25 سال اين دومين فرزندي بود که پروردگار به او عنايت مي کرد.25سال پيش درهمين ماه؛ نجمه پسري به دنيا آورد تا پس ازپدر، به امامت برسد.آري، درست درسال 148 هجري قمري بود که با تولد علي که بعدها به «رضا»شهرت يافت، نجمه،تولد نخستين فرزندش را جشن گرفت.اينک پس ازسال ها ،خداوند دختري به او و همسرش، امام کاظم(ع) وخواهري به رضا عطاکرد.
امام کاظم(ع) به سبب عشق و علاقه خاصي که به حضرت فاطمه زهرا(س) داشت،نام نوزادش را «فاطمه» گذاشت که به خاطر سرشت پاک و پرهيزکاري اش، پس ازمدتي «معصومه»خوانده شد؛ چون مانند پدرگرامي اش از گناه و بدي دوربود.
«فاطمه»نامي بود که در ميان اهل بيت، صدها خاطره تلخ وشيرين از دوران زندگاني حضرت فاطمه زهرا(س) را به ياد مي آورد. آنان اگر براي يکي از فرزندانشان، نام«فاطمه»را بر مي گزيدند،اورا گرامي مي داشتند وبه او محبت مي کردند.دختر نورسيده امام کاظم (ع) هم از اين سنت نيکوبي بهره نبود. امام کاظم(ع) اورا بسيار دوست مي داشت واز هيچ گونه اظهار لطف ومحبتي به او دريغ نمي کرد.
حضرت فاطمه معصومه(س) زير سايه پرمهر پدر ومادر عزيزش بزرگ شدوچيزهاي تازه اي ازآن دو بزرگوار آموخت .اگر پدرفاطمه معصومه(س)،امام شيعيان بود ودرپرهيزکاري نظير نداشت، مادرش هم زني پارسا وبا ايمان بود که احکام و عقايد اسلامي را در مکتب همسر امام صادق(ع) فرا گرفته بود.او ازبرجسته ترين زنان آن روزگار به شمار مي آمد. حضرت فاطمه معصومه(س) از محضر پدروبرادر معصوم و مادر پارسا وعالمش بهره ها برد ودر دوره نوجواني با بسياري از دانش هاي اسلامي آشنا بود.
روزي گروهي از شيعيان به مدينه آمدند تا پرسش هاي ديني خود را به امام کاظم(ع) عرضه کنند وبا پاسخ هاي درست،به شهر خود بازگردند.آن روز امام درسفربود وحضرت رضا (ع) نيز در مدينه حضور نداشت. شيعيان از اينکه پرسش هايشان بي پاسخ ماند، بسيار ناراحت شدندوبه ناچار راه بازگشت درپيش گرفتند.
وقتي فاطمه معصومه(س) ازاندوه مسافران آگاهي يافت، پرسش هايشان راکه به صورت نامه اي تهيه شده بود، گرفت وبه همه آنها پاسخ داد.شيعيان بسيارخوش حال شدند.مي خواستند مدينه را به قصد سرزمين خويش ترک کنند که در بيرون مدينه با امام کاظم(ع) روبه رو شدند. آنان پاسخ هاي فاطمه معصومه را دراختيار امام گذاشتند. وقتي امام پاسخ هاي دختر گرامي اش را خواند،با جمله اي کوتاه، شاگرد مکتبش را اين گونه ستود:«پدرش به فدايش».
حاکمان آن دوران،فرزندان پيامبررا بسيار اذيت مي کردند.امام کاظم(ع) بيش از ديگران از دست شاهان هم عصرخود، آزار ديد. ناراحتي ها و رنج هاي امام ، دل پاک فاطمه معصومه (س) را به درد مي آورد. واورا غمگين مي کرد. تنها وجود برادر دل سوز وفداکارش، حضرت رضا(ع) بود که به وي وديگرافراد خانواده آرامش مي داد.
هنگام که فاطمه معصومه(س) به دنيا آمد، سه سال ازخلافت «هارون» مي گذشت. هارون در ستمگري و چپاول بيت المال، گوي سبقت را از حاکمان پيش ازخود ربوده بود.او حاکمي دنيا پرست بود. امام کاظم(ع) نمي توانست دربرابر ستم هارون به شيعيان وخيانت اوبه اسلام و امت اسلامي سکوت کند.ازاين رو،با شيوه هاي گوناگون با حکومت او مبارزه مي کرد.
هارون نيزبا آگاهي از سرسختي آل علي(ع)، به ويژه امام کاظم (ع) درراه مبارزه با طاغوت،بيشترين تلاش را براي سرکوب آنان به کار مي برد. او پول هاي زيادي به شاعران مي داد تا برضد فرزندان پيامبر شعربسرايند. وبه آنان ناسزا بگويند. همچنين اوعلويان رازنداني وتبعيد مي کردوگروهي را نيز پس ازشکنجه بسياري به شهادت مي رساند.اوبعدازمحکم کردن پايه هاي حکومت وقدرت خود،امام کاظم(ع) رادستگير وزنداني کرد.
براي همين،فاطمه معصومه(س) درسال هاي آخرزندگي پدر،از ديدار آن حضرت و بهره مندي ازوجود آن بزرگوار محروم شد. 
پس از شهادت امام کاظم(ع)،حضرت رضا(ع)به امامت رسيد. درآن هنگام، امام رضا(ع) 35 سال داشت.ايشان افزون بررهبري امت اسلامي ،تنها وصي امام کاظم(ع) بود که به فرمان پدرمسئوليت سرپرستي فرزندان حضرت را به عهده داشت. 
فشار و خفقان حکومت هارون همچنان ادامه داشت. امام رضا(ع) بدون هيچ واهمه اي به انجام وظايف الهي خود مشغول بود ودرراه گسترش حق و حقيقت، لحظه اي آرام نمي گرفت.
هارون درسال 193 هجري قمري، پس از يک دوره بيماري طولاني مردو مسلمانان، ازشريکي ديگرازخلفاي ستم کارعباسي رهايي يافتند. 
پس ازهارون، پسرش،امين به خلافت رسيد که چهارسال حکومت کرد. ميان امين وبرادرش،مأمون برسرخلافت درگيري هاي خونيني رخ داد که نتيجه آن، کشته شدن امين در سال 198هجري قمري بود.
امام رضا(ع) درطول درگيري هاي اين دو برادر وسرگرم بودن آنان به جنگ،با آسودگي، به راهنمايي وتربيت پيروان خود 
پرداخت وازفرصت به دست آمده، بهره برد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

ولادت امام حسن عسگری

ولادت امام حسن عسگری بر ارباب عالمیان حضرت صاحب الزمان(عج) و شیعیان حضرتش مبارک

نام : حسن

شهرت : عسگری زکی هادی ، سراج ، رفیق

لقب : الخاص

کنیه : ابو محمد معروف به « ابن رضا» (ع)

نام پدر :امام علی النقی (ع)

نام مادر: سوسن يا حديثه يا سليل

تاریخ ولادت : هشتم  ماه ربیع الثانی سال 232 هجری یا 231 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 6 سال

تاریخ شهادت : هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری

محل دفن : سامراء

 

آسمان ديده بر زمين گشوده بود و مدينه، شب انتظارش را به دست صبح اميد مي سپرد که ناگاه در صبح دمي حيات بخش آفرينش، تولدي دوباره کرد و يازدهمين روشنگرش را به هستي بخشيد. عرش به برکت ميلاد جهان افروز امام عسکري (ع) بزم شادي گستراند. تولد او موعودي را بشارت دهنده است که ظهورش، سپيده دمي است به سوي روشنايي و  مرهمي  برتمامي رنج ها و مقصد تمام رفتن ها و رسيدن ها.به اميد ظهورش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

چه گیری کردیما!

لعن الله قوم الظالمین

عجب!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

یا صاحب الزمان(عج)

نشانه های ظهور

ظهور منجي بشر در دوران آخرزمان، باوري است قطعي و همگاني. اديان و شرايع توحيدي و غيرتوحيدي و نيز بعضي از مكاتب بشري، نويد چنين روزي را به پيروان خويش داده‏اند. در اين ميان، اسلام با مباني قويِ نظري و عملي، موضوع ظهور را به صورت صحيح تبيين كرده و با راهكارهاي مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در ميان جوامع اسلامي تبيين كرده است. 

واژه مهدويّت و مهدي عليه‏السلام تبلور فرهنگ انتظار است كه همه مسلمين، اعم از شيعه و اهل سنت در باور داشتِ آن، اتفاق نظر دارند. از زمان ظهور اسلام، پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت عليهم‏السلام و صحابه و ياران ايشان، عهده‏دار تبيين فرهنگِ مهدويت بوده‏اند و اين رسالت در هر عصري، ميان آنها ادامه پيدا كرده تا دوران غيبت كبرايِ امام زمان عليه‏السلام كه در اين برهه مهم و حساس، علما و مبلغان ديني مسئوليت تبيين و تثبيت آن را به عهده گرفته و مردم را به فرا رسيدن روزگار ظهور اميدوار مي‏كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

آجرک الله یا صاحب الزمان

انتظار واژه ي غريبي است....
واژه اي كه روزها يا شايدم ماه هاست با آن خو گرفتم
كه چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو نمي دانم؟
شايد كه روزي بخوانند بر تو عشق مرا.....
مي دانم روزي خواهي آمد مي دانم....
گريان نمي مانم خندانم
براي ورودت اي عشق
وقتي به يادت مي افتم به ياد خاطراتت.....
سر به تربت جدت می گذارم
وجودم را سراسر عشق فرا مي گيرد....
واشك شوق دیدار تو و یاد آن لحظه که حرم ثارالله را دیدم

بر گونه هايم روانه مي شوند.....
تنها مي گويم هميشه در قلب مني!!!!!
مي دانم كه خواهی آمد.....مي دانم!!!!

 و منتظرم که بیایی و انتقام خون مادرت را  بگیری!

و صلی الله علیک یا قائم المنتقم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

یا حسین(ع)

یا حسین  

                                              بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

تربت حضرت سيد الشّهداء بر اساس روايات موثّق آثار فراوانى دارد

 1- طبق روايات رسيده سجده كردن بر تربت حضرت حسين عليه السلام موجب قبولى نماز است ، كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
السُّجُودُ عَلى تُربَة الحُسين عليه السلام يَخرِقُ الحُجبُ السَّبعة .
سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام هفت حجاب را از (منع قبولى آن ) نماز بر مى دارد

2 - ذكر با تسبيح تربت سيّدالشّهداءبراى هر ذكر چهل حسنه در نامه اعمال مى نويسند، و حتّى بدون ذكر، تسبيح را در دست چرخاندن هر يك بيست حسنه دارد.
3 - هر گاه كام نوزاد را با تربت سيّد الشّهداء باز كنند مانند اكسيرى كه مس ‍ را به طلا مبدل ميسازد و وجود نوزاد را از هر پليدى دور نموده و محبّت اهل بيت رسول خدا(ص ) را در دل او مى كارد.
4 - بر لحد يعنى قبر هر ميّتى كه تربت كربلا باشد از عذاب قبر رهانيده ميشود.
5 - تربت كربلا بر هر درد بى درمانى شفا بخش مى باشد كما اينكه بسيار تجربه شده است و در كتب مختلف ذكر گرديده است .
6 - خاك مقتل حسين بن على عليه السلام حصن ، يعنى حصار مى باشد از هر آفات و هر گزندى ، و هر كس آن را با خود حمل نمايد، محفوظ خواهد ماند.
7 - آرام بخش تلاطم موّاج درياهاست يعنى هرگاه دريا به تلاطم آيد، و چاره از همه جا قطع گردد و كمى تربت كربلا بر آن بپاشند دريا آرام ميگيرد.
8 - تربت مظلوم كربلا تحفه حوريان بهشت است آن گاه كه در روز قيامت ماه و خورشيدى نيست تا نور افشانى كند و ظلمات محشر همه جا را فرا مى گيرد، به دستور خداوند خاك كربلا كه تربت سيّدالشّهداء عليه السلام مى باشد برداشته شده و در بالاى بهشت قرار داده مى شود
و نور عظيمى از تربت آن حضرت همه جا را روشن مى كند و همه ديدگان را خيره مى سازد كما اينكه خورشيد چشم انسان را مى زند و كسى نمى تواند مستقيم به آن نگاه كند.

منبع:کشکول النور ج ۱ ص۱۸۶

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

و العن الله قوم الظالمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

یا زهرا(س)

امروز شنبه ۲۲ربیع الاول سالروز بخشیدن فدک از جانب حضرت رسول(ص) به طهورای اطهر صدیقه طاهره حضرت زهرا سلام الله علیها.

و اما وقایع بعد از فدک و جنایت بعد از آن که تا ابد نابخشودنیست.و حال با هم مختصری از وقایع غصب فدک را با هم مرور می کنیم! 

فدک کجاست؟

فدک کجاست؟ چگونه به پیامبر(ص) رسید؟ به چه دلیل به حضرت فاطمه سلام الله علیها به ارث رسید و سرانجام آن چه شد؟

فدک یکی از دهکده‏های آباد و حاصلخیز نزدیک خیبر است و تا مدینه، ۱۴۰ کیلومتر فاصله دارد. درسال هفتم هجری، قلعه‏های خیبر، یکی پس از دیگری فتح شدند و قدرت مرکزی یهود در هم شکست و ساکنان فدک تسلیم شدند و در برابر پیامبر متعهد شدند که نیمی از زمین‏ها و باغ‏های خود را به آن حضرت واگذار کنند و نیمی دیگر را برای خود نگه دارند و افزون بر این، آنها کشاورزی سهم پیامبر(ص) را هم به عهده گرفتند تا در برابرش مزدی دریافت کنند. سرزمین‏هایی که بدون هجوم نظامی به دست مسلمانان می‏افتند، به شخص رسول خدا(ص) تعلق دارند و او هر گونه بخواهد، می‏تواند در آنها تصرف کند. وقتی آیه «و آتِ ذَالقربی حقّه و المسکین و ابن السبیل و لاتبذّر تبذیراً»نازل شد، پیامبر اسلام، دخترش فاطمه سلام الله علیها را خواست و فدک را به او داد.

● سرگذشت فدک پس از پیامبر(ص):

پس از پیامبرصلیاللهعلیهوآله، حضرت فاطمهسلاماللهعلیها از فدک محروم شد و کارگرانش را از فدک بیرون کردند. آن حضرت برای پس گرفتن فدک، بسیار کوشید؛ ولی دستگاه خلافت از این کار سر باز زد. ممنوعیت حضرت فاطمه سلام الله علیها از تصرف در فدک در زمان خلافت ابوبکر پی‏ریزی شد. ابن ابی الحدید معتزلی که فردی عالم و سنی مذهب است، می‏نویسد:

«ابراهیم بن سعید ثقفی از ابراهیم بن میمون از عیسی بن عبداللّه‏ بن محمدبن علی بن ابی‏طالب علیه السلام از پدرش و او از جدش و او از علی علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: فاطمه سلام الله علیها نزد ابوبکر رفت و به او فرمود: پدرم فدک را به من بخشید وعلی و امّ‏ایمن بر این مطلب گواهند. ابوبکر گفت: تو جز حق و راستی، چیزی به پدرت نسبت نمی‏دهی؛ من آن را به تو بخشیدم و بعد تکه‏ای از پوست طلبید و سند فدک را برای حضرت زهرا سلام الله علیها نوشت. حضرت از نزد او خارج شد و در بین راه به عمر رسید. عمر پرسید: ای فاطمه! از کجا می‏آیی؟ گفت: از نزد ابوبکر می‏آیم؛ به او گفتم که رسول خدا(ص) فدک را به من بخشید و علی علیه السلام و ام‏ایمن نیز بر این مطلب گواهند و او فدک را به من برگرداند و این نوشته را به من داد. عمر نوشته را از آن حضرت گرفت و نزد ابوبکر آمده، گفت: تو فدک را به فاطمه سلام الله علیها داده‏ای و سندش را نوشته‏ای؟ گفت: آری. گفت: علی علیه السلام به سود خود گواهی می‏دهد و ام‏ایمن یک زن است؛ بعد آب دهان بر روی آن سند انداخته، نوشته را پاک و سند را پاره کرد».

همچنین روایت شده که ابوبکر پس از گواهی امیرالمؤمنین علیه السلام دستور داد فدک را به حضرت زهراسلام الله علیها بدهند؛ اما عمر بر این حکم ابوبکر اعتراض کرده، نوشته را پاره کرد. پس از آن که معاویه به قدرت رسید، فدک را میان مروان، عمروبن عثمان و پسرش یزید، تقسیم کرد. در دوران خلافت مروان، همه فدک در اختیار وی قرار گرفت و او آن را به پسرش عبدالعزیز داد. عبدالعزیز نیز فدک را به پسرش عمر داد. عمربن عبدالعزیز فدک را به فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها برگردانید.

پس از درگذشت عمربن عبدالعزیز، فدک در اختیار خلفای بعدی قرار گرفت و تا روزی که حکومت امویان ادامه داشت، در اختیار آنان ماند. وقتی حکومت به بنی عباس رسید، سفّاح آن را به عبدالله بن حسن برگرداند. پس از سفاح، منصور دوانقی فدک را از فرزندان زهراسلام الله علیها گرفت. فرزند منصور (مهدی) فدک را به فرزندان زهراسلام الله علیها بازگردانید. پس از مهدی، موسی و هارون، دوباره فدک را از فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها پس گرفتند.

وقتی خلافت به مأمون عباسی رسید، به طور رسمی، فدک را به فرزندان حضرت زهراسلام الله علیها بازگردانید. پس از مأمون نیز وضعیت فدک چنین بود؛ گاهی آن را برمی‏گرداندند و گاهی پس می‏گرفتند. در عصر آنها، فدک مسئله‏ای سیاسی به شمار می‏آمد؛ نه انتفاعی و اقتصادی. خلفای عباسی و اموی به درآمد فدک نیاز نداشتند و برای همین وقتی عمربن عبدالعزیز فدک را به فرزندان فاطمه سلام الله علیها بازگرداند، بنی‏امیه او را سرزنش کردند و گفتند: تو با این کار، ابوبکر و عمربن خطاب را تخطئه کردی.

مسلم بن حجاج نیشابوری، در کتاب معروفش «صحیح مسلم»، داستان مطالبه فدک از سوی حضرت فاطمهسلاماللهعلیها را به طور مشروح آورده و از عایشه چنین نقل کرده است: حضرت فاطمه سلام الله علیها پس از امتناع خلیفه از بازگرداندن فدک، با او قهر کرد و تا هنگام وفاتش، حتی یک کلمه با ابوبکر سخن نگفت. در نهج‏البلاغه درباره فدک چنین آمده است: «از میان آن چه آسمان بر آن سایه افکنده، تنها فدک در دست ما بود که گروهی بر آن بخل ورزیدند و گروهی هم از آن چشم پوشیدند و خداوند، بهترین داور است»

سرانجام در دوران متوکل عباسی، فدک از فاطمیان پس گرفته شد؛ درختانش به دستور شخصی به نام «عبدالله بن عمر بازیار»، قطع شدند و روسیاهی آن برای بدخواهان باقی ماند. ناگفته نماند که قطع درختان در حالی انجام گرفت که یازده درخت خرمایی که به دست مبارک پیامبر(ص)در آن کاشته شده بودند، هنوز باقی بودند. شخصی که آن درختان را قطع کرد، «بشران بن ابی امیه ثقفی» نام داشت که پس از بازگشت به بصره - آن گونه که در تاریخ آمده است - فلج شد.

● چرا امیرالمؤمنین علیه السلام فدک را پس نگرفت؟

اما درباره این که چرا حضرت علیعلیهالسلام پس از به حکومت رسیدن، فدک را پس نگرفت از سوی امامان معصوم علیهم السلام، چنین آمده است: ابوبصیر می‏گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: چرا حضرت علی علیه السلام پس از به حکومت رسیدن، فدک را پس نگرفت؟ آن حضرت فرمود: چون ظالم و مظلوم هر دو مرده بودند و خداوند، ظالم را کیفر و مظلوم را پاداش داده بود و علی بن ابیطالب علیه السلام خوش نداشت چیزی را که غاصب آن، کیفر و مظلوم آن، پاداش دیده، برگرداند.

شخصی از امام کاظم علیه السلام پرسید: چرا علی علیه السلام فدک را باز پس نگرفت؟ امام در جواب فرمود: ما خاندانی هستیم که ولیمان خداست و حق ما را تنها او می‏گیرد. ما اولیای مردم هستیم و حقوق آنان را از ستمگران باز پس می‏گیریم؛ ولی برای خودمان، باز پس نمی‏گیریم۹.

نویسندگان کتاب «اسرار فدک» در جواب این سؤال، چنین نوشتهاند: فدک تا غصب نشده بوده، ارزش یک ملک را داشت؛ ولی پس از غصب فدک، به بهای بی‏حرمتی به فاطمه زهرا سلام الله علیها، بازگرداندن دیگر چه ارزشی داشت؟ اگر زمین فدک بازگردانده شد، آیا بهای غصب آن که جسارت به ساحت پاک آن حضرت است، قابل قصاص است؟ فدک از آن جهت برای فاطمه سلام الله علیها گرامی بود که یادگار رسول خدا و پشتوانه مالی برای اهل بیت و شیعیان بود؛ وگرنه فاطمه سلام الله علیها که به درآمد آن نیاز نداشت.

نویسندگان این کتاب در ادامه آورده‏اند: بازگرداندن فدک، به شوخی گرفتن غصب آن است. اگر هزار بار فدک بازگردانده شود، جنایت هولناکی که انجام شد، رنگ نمی‏بازد و آن روزهای غارتگری، هرگز فراموش نمی‏شوند.

آنان در ادامه مینویسند: یزید می‏خواست اموال به غارت رفته کربلا را با دادن اموالی عوض بدهد؛ ولی امام سجاد علیه السلام نپذیرفت و فرمود: در میان آن اموال، لباس حضرت فاطمه سلام الله علیها بود.

برای شادی روح امام راحل و شهدای طریقت عشق صلوات

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

صلی الله علیک یا بقیه الله

منتظرم منتظرم مسافرم زود برسه

یه صبح جمعه تو دعا مهدی موعود برسه

برای فرج فقط دعا نه (کاری) کنید!

ای آخرین توسل سبز دعای ما

آیا نمیرسد به حضورت دعای ما؟

شنبه،دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین…

بی تو چه زود میگذرد هفته های ما

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

غم مولایم

تا حالا دیده بودید سروری برای نوکرش گریه کنه اره اقای من برای گناه های گریه میکنه بزرگان میگن مولایم روز و شب برای شیعه هایش گریه میکنه جوری که چشم هایشان تنگ شده

اقا گریه نکن،برای من بی سروپای گریه نکن اقا   اقا خسته شدم از گناه از نامردیام از بی غیرتیام 

اقا غلط کردم اقا بیا بیا بیا!!!!!!

ازبس نیامدی تبدیل به افسانه شده ایی؟!

(همه ی ارزوهامو بوسیدم کنار گذاشتم

تو ببخش خالی دستهام هدیه غیر جون نداشتم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت   توسط گمنام  | 

طبق روایات محققان مصداق سید قمی روایات همان امام روح الله موسوی خمینی است

درود بر مرد بزرگ تاریخ و شاگرد و رهرو راستینش،امام خامنه ای


 

امام موسی کاظم:مردی از اهالی قم، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او گرد آیند که قلب هایشان همچون پاره های آهن استوار است. بادهای تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است!

 
به گواهی تاریخ، این مرد شریف اهل قم، امام خمینی (ره) است و هیچ کسی جز ایشان سزاوار این توصیف نمی باشد؛  چرا که  ایشان  که  سالها  در  قم  به تحصیل و تدریس می پرداختند، بعد از ملاحظه ی خیانتهای بزرگ محمدرضا شاه ملعون، مردم را به حق و حقیقت دعوت کردند و آنان را به مقابله با ظلم یزید زمان فرا خواندند.

اما  روایاتی  که  پیرامون  امام خمینی (ره)  بیان  شده اند،  محدود  به  روایت  فوق نمی باشند. روایات شگفت انگیزی پیرامون حضرت امام خمینی (ره) در بین روایات اسلامی اعم از شیعه و سنی به چشم می خورد که در این روایات حتی به نام ایشان (روح الله) اشاره شده است. به اولین روایت که از کتاب شیعی بحارالانوار اقتباس شده است توجه فرمایید:

 «از احمد بن سالم، از محمد بن یحیی بن ضریس، از محمد بن جعفر، از نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، از ابی داود از عبدالله بن شریک از ابی جعفر علیه السلام که فرمود: ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپایی اش گسیخته شد و  آن را (برای ترمیم)به علی بن ابی طالب داد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل – یا از سمت راست عرش – قومی از ما برخاستند که بر منابری از نورند، صورت هایشان نورانی است و لباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده می اندازد. ابوبکر گفت: ای پیامبر، خدا آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی (ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چه کسانی هستند؟ پس ایشان فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطه ی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند (دلهایشان به هم نزدیک می شود)، درحالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعه ی تو هستند و تو امامشان هستی ای علی.»
 
 
منبع: (کتاب عصر ظهور، تألیف علی کورانی  صفحه ی 222 و223)
 (بحار الأنوار، ج 65، ص 139)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

رهبری

این فتنه، ضربه سختی به روند كار و پیشرفت كشور وارد كرد و به دشمن روحیه داد
 اما ملت و دولت با اعتماد و ایمان و ایستادگی، كارها را پیش بردند و به لطف خداوند،
 توفیقات خوبی نصیب دولت شد كه این مسئله نیز، نمودی از پایبندی به جهت گیریهای
شهیدان رجایی و باهنر به شمار می رود.
امام خامنه ای
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

وقتی میگیم خدا کند که بیایی شاید او می فرماید خدا کند که بخواهی

این جمعه ها که ختم به مختار میشود

بدجور دل ، طالب دیدار می شود

ای منتقم بیا که به عالم نشان دهیم

شیعه عزیز است و جز او خوار می شود . . .

لعن علی عدوک یا علی(ع)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

میلاد

میلاد ختمی مرتبت حضرت رسول(ص) و ششمین اختر تابناک ولایت موسس مکتب شیعه حضرت جعفر بن محمد(ع) بر امام عصر(عج) و شیعیان جهان تهنیت باد!

اس ام اس ولادت حضرت محمد(ص) - www.radsms.com

مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد

مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد

تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری

بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد

مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد

اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت   توسط مهمید  | 

اللهم عجل الولیک الفرج

امام باقر می فرماید:

ظهور مهدی(عج)زمانی است که مردم حلم را ضعف بدانند و ستم را فخر بدانند و امیران فاسق و وزیران دروغگو و امین ها خائن و یاران و معاونین ظالم فاسق باشند و ستمگری آشکار شود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت   توسط مهمید  | 

سلام

سلام

 

اومدیم که بگیم توی این دنیای به ظاهر بزرگ شاید کسایی هستن که غیبت اربابشون شده براشون یه خوره که تمام وجودشون رو داره از هم متلاشی می کنه!

اومدیم بگیم شاید بتونیم دل اربابمون رو شاد کنیم!

اومدیم بگیم که دلهایی هستن که برای اربابشون چند کلمه ای می نویسه!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت   توسط مهمید  |